|
غلام رضا دادنهال متنی درباره ی کنسرت گروه جهله و عیسا بلوچستانی در استکهلم نوشته است که به عنوان نظری ازسوی یک علاقمند و عضو کانون به نظر شما می رسد. چنانچه شما نیز علاقه مند به اظهارنظر دراین مورد و یا موضوعات دیگر هستید می توانید نظرات خود را برای درج در این سایت برایمان ارسال دارید.
فستیوال موسیقی شیستا امسال نسبت به سال پیش گامی بود به جلو. گروه جهله در فستیوال گذشته سازهای جدیدی به خدمت گرفته بود وتا حدودی هم توانسته بود در این ترکیب موفق باشد، ولی درانتخاب متن ها وهمچنین ملودی هائی که ارائه داد بیشترهمان تم های گذشته را دنبال می کرد (فراغ یار و درد دوری) ومی توان گفت که درهمان مسیرقدیمی بود. اما امسال، گروه شرکت کننده درهر دو زمینه موفق بود. گرچه ترکیب این گروه در دوفیستوال متفاوت بود ولی بافت وهسته اصلی یکی بود و در این رابطه باید اذعان کرد که نقش آقایان موسی کمالی وحمید سعید به عنوان مسئول گروه و سازنده و تنظیم کننده آهنگ ها بسیارموثربوده است.
متن وملودی هائی که انتخاب یا ساخته شده بودند بیان گر این بود که موسیقی هرمزگان تغییر بسیار مثبتی کرده است ودارد هویت دیگری پیدا می کند. ترانه ها فقط بی وفائی و دختران سبزه رو را تصویر نمی کردند بلکه دارای تم اجتماعی، فرهنگی وتاریخی بودند که منطقه (هرمزگان ) سال های سال ازآن دور بوده و این خود می تواند آغازی باشد برای بارور ساختن استعدادهایی که تا کنون ازآن به هر دلیلی استفاده نشده است.
گروه عیسا بلوچستانی دراین فستیوال حرفی برای گفتن داشت وازکیفیتی قابل قبول برخوردار بود. کار گروه توانست در این دوراز فستیوال پیام تازه ای هم برای ما مهاجران درغربت وهم برای سوئدی ها داشته باشد.
طنین کف زدن ها وتشویق ها هنگامی که مرد بزرگ جفتی هرمزگان خالو قنبر(قنبر راستگو) در ساز خود دمید و سپس وقتی که صدای عیسا آن را همراهی کرد نشانه ای بود برارزش گذاری آنچه که قابل ارزش است.
نقد وبررسی نواقص کار گذشته وهم چنین تجربه فستیوال قبلی به گروه امکان داده بود که این بار با آما دگی بیشتر وظرفیتی بالاتر نسبت به گذشته در فیستوال شرکت کنند. گرچه اشکال هائی درکار بود ولی درکیفیت کار نقش چندان تعین کننده ای نداشت .
آنچه امروز شاهد آن هستیم این است که موسیقی هرمزگان دارد جای خود را در جامعه پیدا می کند واز شیوه های قبلی به یک شیوه وتم اجتماعی فرا می رود واین خود بیان گر این مسئله است که هنرمندان جوان هرمزگان به اصالت وموقعیت خودواقف شده اند و دارند نقش و موقعیت اجتماعی، فرهنگی وهنری خود را پیدا می کنند وبطورمشخص ریشه وهویت خودرا باز می یابند وراه رابرای آینده هموار می سازند.
به نظر من دست اندرکاران جوان موسیقی هرمزگان (بندر) قدم های بسیار مثبتی نسبت به پیش کسوتان خود برداشته ونگا هشان به آینده است ونه به گذشته، که درست هم همین است! گرچه پیش کسوتان این راه قابل احترام و تقدیرند وهرگز نمی توان ارزش کارهای آنها را نفی کرد اما امروزصحبت وسخن از نیازهایی دیگر در جامعه است و ما در آثار هنرمندان نسل جوان شاهد گام هایی مثبت در راستای هنری مردمی، اجتماعی و مدرن هستیم که هم پاسخگوی نیاز وخواسته های مردم وجامعه است وهم انسان را به تعمق وتفکر وا می دارد.
ترانه ها امسال اغلب تم و باراجتماعی، فرهنگی وحتی تاریخی داشتند که بیان گرسنت ها ورسم های گذشته درمنطقه بودند.
آهنگ " نحسن مبارکن" از سنت ونسلی می گفت که دیگر یا فراموش شده ویا دارد فراموش می شود و بیان این گونه سنت ها و مروردوباره ی آنها نگاه تازه ای ست درموسیقی بندر.
ارزش وبالندگی کار در آرایشی بود که از تلفیق ریتمی مورد پسند مردم با ترانه هایی اجتماعی و مردمی به دست آمده بود که تاثیر خودرا می گذاشت، به ویژه بر ما جنوبی های مهاجر که مدت زیادی از جامعه وفرهنگ خود دوربوده ایم.
گروه جهله و رامی به درستی راه خود را انتخاب کرده اند. به کارگرفتن سازهای قدیمی که بیان گراصالت ومعرف موسیقی جنوب هستند وتلفیق آنها با سازهای امروزی، توان وکیفیت موسیقی ما رابالا خواهد برد واین می تواند به موسیقی هرمزگان کمک کند تا آن امکانات بکری را که در این زمینه وجود دارد بیش از پیش باز شناسد.
با آرزوی موفقیت برای همه ی دست اندرکاران هنردراستان هرمزگان.
غلام رضا دادنهال
|