|
این بار واقعأ رنگین کمان بود .
زلالی رنگها بر دیوار وتصویرها ،بیان گرآن همه رنجی بود که براین مردم ستم کشیده بشاکرد رفته بود ، که با دست خالی وابتدائی ترین وسیله ، زندگی را ساخته بودند، تا بی خبران را خبر دار کند، اما افسوس وصد افسوس که ... !
رنگین کمان بود ازشوروتلاش وعشق ومحبت ،از احترام وپاسداری ازسنت وتاریخ هرمزگان گرفته تا همگامی بامدرنیته کارساز .
رنگین کمان بود به همان شور و صفا وصمیت ، همچون نامش صفا در آن گلابتون ها و...
وعکس ها ، بیان گرهمان رازی بود که در چهره پریسا بود ،که نجوا کنان می گفت ،ما فراموش شدگان را دریابید.
رنگین کمان بود این بار که رنگها وعکس ها بیشتر حرف می ز دند وهرکس آنچه را می خواست وفکر می کرد می یافت ، ونیازی به توضیح وتشریح نداشت . گویاوگویا بودند عکس ها ورنگ ها
رنگین کمان بود با صدا وترانه ها، که ابرام ها وشاملوها وازدست رفتگان دیگر ، دوباره زنده می شدند و سهیل ،همان سهیلی جنوب بود که با وزش ترانه ها ،صداقت ومهربانی وانسانیت را تقیسم می کرد وما غریب غربت ها ، همه رانه با گوش ،بلکه با تمام وجود ، نه قطره قطره بلکه باتمام اشتیاق زلالش را ازتشنگی نوشیدیم . وچه زیباست آنچه از دل بر آید لاجرم بر دل نشنید. ونه تنهابردل نشست بلکه در تار پود مارخنه کرد، وماسرخوش وامید وار که هرمزگانی ها بیکار ننشسته اند .
تنها رنگین کمان رنگ ها نبود ، رنگین کمان ،دردها وغصه ها ی غربت هم بود ،دوری ودل تنگی وخاطرات .
تنها رنگین کمان ، غصه ها وخاطره ها نبود ،
کمانی ازرنگها بودکه بیانگر پیوند دونسل باغمها شادیها امیدوسرگشتگی ها مهمتر ازهمه نشانی ازرشد
هرمزگانی محروم با لیاقتی فراتر از نام و نشانهای تحمیلی بود.
رنگین کمان نسل ها بود.
بادلداگی به شکوفایی هرچه بیشتر به انتظار آینده می مانیم ، تا سرافرازیمان رابا تجربه های جدید دوچندان کنیم .
به همه تلاشگران در عرصه فرهنگ وهنر هرمزگان خسته نبا شید می گویم . با آرزوی نیک وموفقیت بیشتر برای آنها .
غلامرضا دادنها ل
|