چاپ
شبی از شب ها
حسن کرمی


شبی از شب ها

در لحظه ی عروج خودآگاهی

و آذرخش فراست

این جسم سرد را

با جرقه ای ناگاه

برخواهم افروخت

خواهم شکافت

دیواره ی سیاه و سخت این محال را

که قد برافراشته عمری برابرم



شبی از شب ها

خواهم نواخت ساز وجودم را

همگام با صدای ستاره

و این کائنات پهناور

خواهم پرید

از قفس تنگ تن

و این جهنم مرگ آور

شبی از شب ها

رها خواهم شد از چنگ واژه ها

و حافظه ی خاک

خواهم شنید آوازهای ناخوانده ام را

از گلوی شب

از دهان باد و تاریکی

شبی از شب ها .......



اردیبهشت۱۳۷۵



منبع: کانون هنر