|
میپرسی از من
اهل کجایم؟
من کولیام، من دورهگرد ام
پروردهٔ اندوه و درد م.
□
بر نقشهٔ دنیا نظر کن
با یک نظر از مرز کشورها گذر کن
بیشک نیابی سرزمینی
کانجا نباشد دربه در هممیهن من.
□
روح پریش خوابگردم
شبهای مهتاب
در عالم خواب
بر صخرههای بیکران آرزوها رهنوردم.
□
با پرسش اهل کجایی
کردی مرا بیدار از این خواب طلایی
افتادم از بام بلند آرزوها
در پای دیوار حقیقت.
□
میپرسی از من
اهل کجایم؟
از سرزمین فقر و ثروت
از دامن پرسبزهٔ البرز کوهم
از ساحل زایندهرود پر شکوه ام
وز کاخهای باستان تختجمشید.
□
میپرسی از من
اهل کجایم؟
از سرزمین شعر و عشق و آفتاب ام
از کشور پیکار و امید و عذاب ام
از سنگر قربانیان انقلاب ام
□
در انتظاری تشنه سوزد چشمهایم
میدانی اکنون
اهل کجایم؟
ژاله اصفهانی
|