چاپ
یک شب زمستانی (ترجمه)
ماشااله جماتی پور

شعری از توماس ترانسترمر ـ شاعر بزرگ سوئد تحت عنوان یک شب زمستانی که در مجموعه دفتر
شعریش بنام آسمان نیمه تمام در سال ۱۹۶۲ بچاپ رسانده است .


تنوره ی گردبادی به خانه نشسته است
و زوزه می کشد آن جا
تا به نوازد آهنگ دلخواه ش
من در اضطراب خواب می روم
ـ می غلتم و می خوانم تفسیر کور گردباد را
چشمان کودکان پراز وحشت تاریکی ست
گردباد هم چنان بر آن ها زوزه می کشد
هردوی آن ها از چرخش لامپ ها لذت می برند
گویا آن ها با زبان مشترکی با هم سخن می گویند
چه مضحکانه است دست ها وبال های گردباد
آن جا
آسیاب بادی به سمت سرزمین های شمال رهاست
وتصویر ستاره ها بر دیوار های یکسان اتاق میخکوب اند

( آن جا قدم ها خاموشند وآرام ، مانند برگ هایی که بر کف برکه ای فرو رفته باشند )

آن دور تر ها شب وحشی است
و گردباد سهمناک اکناف جهان درمی نوردد
تا تنوره اش بر روح آدم ها بدمد
و به نوازد آهنگ دلخواه ش

آه
ترس ما از گردبادیست
که تهی می کند جان ِ ما را.